چهره کریه جنگ در سیمای پناهندگان و آوارگان اوکراین

“جنگ ادامه سیاست است با وسایلی دیگر. همه جنگ ها از نظام های سیاسی زاینده شان جدایی ناپذیرند…چه چیزی سبب جنگ شد، چه طبقاتی در آن شرکت دارند و چه شرایط تاریخی، و تاریخی- اقتصادی باعث شروع آن شد. “. (لنین – جنگ و انقلاب)

از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ (پنجم اسفند ۱۴۰۰) که تهاجم نظامی روسیه به اوکراین شروع  شد، یک ماه و اندی گذشته است. در این مدت، در پی حملات هوایی، زمینی و دریایی ارتش روسیه، بسیاری از شهرهای اوکراین ویران و هزاران غیر نظامی از زن و مرد و کودک زیر آتش حملات توپخانه ای و موشکی روسیه جان باخته اند؛ بخش های وسیعی از زیر ساخت های نظامی، سامانه های موشکی، ایستگاه های راداری و مراکز ارتباطی نیروهای مسلح اوکراین مورد هدف حملات ارتش روسیه قرار گرفته اند؛ چهره بسیاری از شهرها دگرگون، ساختمان های مسکونی ویران و حتی بیمارستان ها و اماکن فرهنگی نیز از حملات ارتش روسیه مصون نمانده اند. آب و برق در مناطق وسیعی از کشور قطع، شهرها خالی از سکنه و میلیون ها نفر از مردم اوکراین خانه و کاشانه خود را رها کرده و برای در امان بودن از کشتار و مرگ راهی لهستان و دیگر کشورهای همجوار شده اند.

این همه خرابی و آوارگی و ویرانی، فقط گوشه ای از فجایع آشکار و روزشمار جنگ امپریالیستی و نیابتی میان روسیه و قدرت های بزرگ غربی است. جنگی ویرانگر که مسلما تاثیرات مخرب و دراز مدت آن تا سال های مدید با مردم اوکراین، روسیه و اروپا باقی خواهد ماند.

آنچه مسلم است، تهاجم نظامی روسیه به اوکراین یک شبه اتفاق نیفتاد و بارش سنگینِ رگبارِ موشک و گلوله های توپخانه ای ارتش روسیه بر سر مردم اوکراین در یک آسمان بی رعد صورت نگرفت. در واقع، تهاجم امپریالیستی روسیه به اوکراین و شروع این جنگ ارتجاعی ریشه در تضاد منافع میان روسیه و پیمان نظامی کشورهای آتلانتیک شمالی (ناتو) داشته و دارد که دست کم از ۲۰ سال پیش با عضو گیری و پیشروی “ناتو” به سمت کشورهای اروپای شرقی شکل گرفت، به مرور طی سال های گذشته تشدید شد و سر انجام با تعمیق نزاع روسیه و قدرت های غربی بر سر اوکراین در قالب جنگی تمام عیارعینیت یافت.

نخستین نتایج حاصل از این جنگ ارتجاعی و امپریالیستی در طی همین مدت کوتاه، آوارگی و خروج نزدیک به ۴ میلیون نفر از مردم اوکراین به لهستان و دیگر کشورهای همجوار است. جنگی ویرانگر که با دخالت مستقیم و غیر مستقیم قدرت های بزرگ سرمایه داری غرب و خوی و خصلت تجاوزکارانه دولت روسیه بر سر توده های مردم اوکراین آوار شد. تهاجمی امپریالیستی که زمینه های وقوع آن از سال ها پیش آماده شد و سر انجام در پی به رسمیت شناختن جمهوری های استقلال طلب شرق اوکراین توسط روسیه و درخواست کمک نظامی آنان از روسیه به صورت یک جنگ تمام عیار به مردم اوکراین تحمیل شد. جنگی ارتجاعی و امپریالیستی که اکنون نه فقط توده های مردم اوکراین به صورت روزانه زیر آوار کشتار و ویرانی تهاجم ارتش روسیه قرار گرفته اند، بلکه با تحریم های امپریالیست های آمریکائی و اروپائی، رنج و سنگینی این جنگ ارتجاعی بر سر کارگران و توده های مردم روسیه نیز آوار شده است.

آوارگی، بی خانمانی، پناهندگی و فرار میلیون ها نفر از مردم اوکراین به کشورهای اروپایی از جمله نخستین نتایج ملموس این جنگ ارتجاعی است. به توپ بستن مناطق مسکونی اوکراین توسط ارتش متجاوز روسیه، کشتار مردم بی دفاع، ویرانی شهرها، قطع آب و برق و ویران شدن خانه ها بر سر مردم این کشور، عملا باعث فرار و خروج میلیون ها تن از مردم اوکراین از کشور شده است. از همان نخستین روزهای حمله ارتش روسیه به اوکراین، چهره کریه جنگ قبل از هر چیز در سیمای آوارگان اوکراینی ظاهر شد. فیلم ها و اخبار هر روزه، مادرانی را نشان می دهند که دست کودکان خود را گرفته و با شتاب از مرزهای کشور خارج می شوند. زنان و مردان کهنسالی را به تصویر می کشند که از خانه و کاشانه باز مانده و تن به آوارگی داده اند. سرگردانی دختران جوانی را نشان می دهند که برای یافتن سرپناه و جایی امن، شتابان به سوی کشورهای همجوار گریزانند.

تنها درهمان ده روز اول حمله ارتش روسیه به اوکراین، بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر آواره جنگی راهی لهستان شدند. در همان موقع، سازمان ملل با اعلام اینکه بحران پناهجویان اوکراینی تازه شروع شده است، نسبت به وقوع “بزرگترین بحران پناهجویی یک قرن اخیر” هشدار داد. در همان زمان، روزنامه گاردین نوشت: “جهان شاهد جدایی خانواده هایی است که در ازدحام پر هرج و مرج ایستگاه های قطار، از یکدیگر پیشی می گیرند، پدرانی که فرزندانشان را از پشت شیشه های قطار می بوسند و خستگی پناهجویانی که در نهایت به مکانی امن رسیده اند”.

این گزارشات البته مربوط به هفته اول حمله نظامی روسیه به اوکراین است. اکنون اما با گذشت یک ماه و اندی تعداد پناهجویان جنگی اوکراین نزدیک به ۴ میلیون نفر رسیده است؛ که تنها دو میلیون نفر از آنان در لهستان اسکان گرفته اند. اکثر اوکراینی های آواره و جنگ زده به سمت لهستان، مولداوی، اسلواکی، رومانی و مجارستان می روند؛ کشورهایی که مرزهای خود را به روی پناهجویان اوکراینی باز گذاشته اند و آوارگان اوکراینی نیز با امید به اینکه هر چه سریعتر جنگ خاتمه یابد و آنان دوباره به خانه و کاشانه خود باز گردند، به سمت کشورهای همسایه شتاب گرفته اند.

از شروع جنگ تا به امروز، اگرچه واکنش سایر کشورهای اروپایی نسبت به بحران پناهجویانِ اوکراینی بسیار سریع و یک پارچه بوده است، اما گزارش های بسیاری هم منتشر شده اند که از اِعمال تبعیض و آزار و اذیت نسبت به پناهجویان رنگین پوست غیر اروپایی سخن گفته اند.

در پی خروج میلیون ها اوکراینی جنگزده، کشورهای عضو اتحادیه اروپا از همان روزهای نخست شروع جنگ اعلام کردند که بر اساس “دستورالعمل حفاظت موقت” که از سال ۲۰۰۱ پس از جنگ یوگسلاوی و کوزوو به محاق رفته بود، اکنون آن را برای پناهجویان اوکراینی لحاظ کرده و آنان حق آن را دارند که تا سه سال بدون ویزا در اتحادیه اروپا زندگی و کار کنند. اما بر اساس یک اصلاحیه تبعیض آمیز که به متن پیشنهادی دستورالعمل فوق اضافه گردید، این قانون تنها شامل اتباع اوکراینی می شود و دیگر پناهندگانی که از جنگ فرار کرده اند اما تابعیت اوکراینی ندارند، در شمول این “دستورالعمل” قرار نمی گیرند.

این برخورد تبعیض آمیز و دوگانه سازمان ملل و اتحادیه اروپا در مورد پناهندگان و آوارگان جنگی، واکنش های بسیاری را در میان کنشگران اجتماعی و دیگر پناهندگان کشورهای جنگزده بر انگیخته است.

سازمان ملل با برآورد اینکه تعداد پناهجویان اوکراینی ممکن است به ۵ میلیون نفر برسد، نسبت به وقوع “بزرگترین بحران پناهجویی” یک قرن اخیر هشدار داد. این هشدار سازمان ملل در حالی مطرح شده است که پیش از این در جنگ نیابتی سوریه که منجر به آوارگی و پناهجویی بیش از ۶ میلیون نفر سوریه‌ای شد، این سازمان مدافع پناهندگان هرگز چنین واکنشی از خود نشان نداد. سازمان ملل و کشورهای اروپایی در مقابل انبوه پناهجویان افغانی که پس از تسلط طالبان در افغانستان، خانه و کاشانه خود را ترک کرده و راهی کشورهای اروپایی شدند، هرگز با آنان مشفقانه و با یک ادبیات “انسان دوستانه”ای سخن نگفتند. به راستی چرا؟

چون آنان غیر خودی و خارج از سرزمین های اروپایی بودند؟ چون میلیون ها آواره و پناهجوی جنگی افغانستان و سوریه و عراق و دیگر کشورهای آسیایی و آفریقایی “چشم آبی” نبودند؟ چون رنگ موهایشان روشن و “بور” نبود؟ یا اینکه پناهجویان اوکراینی از نژادی برتر و برخوردار از “ژن خوب” هستند که اینگونه مورد توجه دیگران واقع شده اند؟

بدون هیچ تردید و اما و اگری، این حق آوارگان و پناهجویان جنگ زده اوکراینی است که پس از ترک خانه و کاشانه خود، سر پناهی بگیرند و با آغوش باز از طرف دولت ها و مردم کشورهای همسایه و دیگر کشورهای اروپایی پذیرفته شوند. این حق آنان است که دوران جنگ و آوارگی را با حداقل آرامش در دیگر کشورهای اروپایی به سر برند. اما این حق نباید به صورت یک “حق ویژه” فقط برای “چشم آبی” های جنگزده اوکراینی لحاظ شود. این حق همه پناهجویان و آوارگان جنگی است که همانند پناهجویان اوکراینی با آغوش باز و ادبیات “انسان دوستانه” سازمان ملل و کشورهای اروپایی مواجه شوند. مستثنی از اینکه رنگ و نژاد و جنسیت آنان چه باشد، مستثنی از اینکه از کدام نقطه جهان آواره شده باشند، این حق انسانی همه آنان است که سر پناهی گرم بگیرند، پناهندگی شان پذیرفته شود، تحصیل کنند، از حق کار برخوردار باشند و با آرامش خاطر گذران زندگی کنند. آیا چنین برخوردی با همه پناهجویان جنگزده از اقصا نقاط جهان اِعمال شده است؟

درست چند روز قبل از حمله روسیه به اوکراین، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد با اشاره به جان باختن روزانه ده ها تن پناهجو که با قایق خود را به اروپا می رسانند اما از طرف اتحادیه اروپا دست رد بر سینه آنان زده می شود، خشونت فزاینده و نقض حقوق بشر علیه پناهجویان در مرزهای سراسر اروپا را محکوم کرد و آن را “بی اعتنایی بی رحمانه به زندگی” خواند.

جف کریسپ، از مرکز مطالعات پناهندگان دانشگاه آکسفورد نیز با اشاره به “بیش از ۶ میلیون سوری که در زمان جنگ نیابتی در این کشور از سوریه گریختند” و مقایسه آن با پناهجویان اوکراینی گفت: “واکنش کشورهای اتحادیه اروپا به بحران پناهجویان در اوکراین فوق العاده است. هرچند ما شاهد تبعیض آشکار میان پذیرش پناهجویان اوکراینی با مردمی که از عراق، سوریه یا کشورهای دیگر به سوی مرزهای اروپا می آیند، هستیم”.

این واقعیتی است که همواره از طرف سازمان ملل و اتحادیه اروپا نسبت به پناهجویان جنگزده غیر اروپایی اِعمال شده است. حمله نظامی روسیه به اوکراین و شروع جنگ نیابتی و امپریالیستی میان کشورهای غربی و روسیه در اوکراین، بار دیگر نه تنها چهره کریه جنگ را در سیمای میلیون ها آواره و پناهجوی اوکراینی به تصویر کشید، بلکه به آشکارترین شکل ممکن پرده از برخورد دوگانه و تبعیض آمیز سازمان ملل و اتحادیه اروپا در مواجهه با پناهجویان سایر کشورهای جنگ‌زده نیز برداشت.

متن کامل نشریه کار شماره   ۹۶۳ در فرمت پی دی اف

POST A COMMENT.