” آمده ایم بساط استثمار را برچینیم “

اعتصابات کارگری همچنان در حال افزایش است. اعتراض و اعتصاب و تجمع به جزء جدایی ناپذیری از زندگی، شرایط کار کارگران و جنبش کارگری ایران تبدیل شده است. روزی نیست که شاهد یک یا چند اعتراض و اعتصاب کارگری نباشیم. تنها در فاصله انتشار دو شماره نشریه هفتگی کار، کارگران در ده ها کارخانه و مؤسسه بزرگ و کوچک دست به اعتصاب و اعتراض زده اند. موج اعتصاب های کارگری ده ها واحد در استان های مختلف به ویژه مناطق جنوبی کشور را فراگرفته است. در رأس اعتصابات کارگری در این بازه زمانی و در چند ماه گذشته، فولاد اهواز همچنان پرچمدار بوده است. درآغاز اسفند ۱۴۰۲ نیز قبل از هرجا، پرچم اعتصاب بازهم در فولاد رشید و خستگی ناپذیر به اهتزاز درآمد. این اعتصاب در ادامه ۴ اعتصاب بزرگ کارگران گروه ملی فولاد در نیمه دوم سال جاری، اعتصاب ۳ روزه نیمه دوم آبان، اعتصاب ۸ روزه نیمه اول دی ماه ، اعتصاب ۷ روزه نیمه اول و اعتصاب ۲ روزه  نیمه دوم بهمن ماه است. اعتصاباتی که با تجمع و راه پیمایی و تظاهرات خیابانی در شهر اهواز همراه بوده است. اعتصاب اخیر نیز با تأکید بر خواست های قبلی، در اعتراض به اخراج شماری از کارگران پیشرو که پیگیر حق و حقوق عموم کارگران این شرکت هستند و به دستور مدیر عامل و مدیر حراست شرکت، ممنوع الورود شده اند، روز اول اسفند ماه آغاز شد و تمام بخش های شرکت را دربرگرفت.

اعتصابات کارگری اما به  فولاد اهواز خلاصه نمی شود. در فاصله ده روز اخیر کارگران در ده ها شرکت و کارخانه دست به اعتصاب و تجمع زده اند. از آن جمله است؛ اعتصاب کارگران ارکان ثالث و پشتیبانی شرکت های پیمانکاری پالایشگاه های شماره ۵  ، ۶ و ۹ مجتمع گاز پارس جنوبی ۵ اسفند، اعتصاب و تجمع کارگران ام د اف هفت تپه در همین تاریخ، اعتصاب کارگران پتروشیمی مکران در چابهار ۳ اسفند، رانندگان شرکت واحد تبریز ۲ اسفند، اعتراض  وتجمع کارکنان اداره آب و فاضلاب بهبهان در همین روز، اعتصاب کارگران شرکت بهره برداری مترو تهران۳۰ بهمن، اعتصاب کارگران شرکت لیدوم آذرستان رژون صنعت در جاسک در همین روز، اعتصاب شکلات سازی تبریز و کک سازی طبس ۲۹ بهمن، اعتراض و تجمع سراسری کارگران ارکان ثالث و کارگران شرکت ملی حفاری در تهران مقابل دفتر ریاست جمهوری ۲۸ بهمن، اعتراض و تجمع کارگران فولاد خزر گیلان در همین روز، اعتصاب شرکت مینو در خرمدره زنجان، کارگران مخازن نفتی جاسک، پتروشیمی فارابی بندر ماهشهر، کارکنان اداره آب و فاضلاب بهبهان، و تجمع سراسری اپراتورهای فشارقوی برق در تهران در فاصله ۲۴ الی ۲۷ بهمن تنها نمونه هایی از اعتصابات کارگری طی کمتر از دو هفته است.

به اینها باید اعتراضات و تجمعات ادامه دار کارکنان رسمی و عملیاتی صنعت نفت را اضافه کرد که چند روز در هفته تجمعات اعتراضی برپا نموده اند. درآخرین نمونه  ۴ و ۵ اسفند کارگران شاغل در شرکت فلات قاره – لاوان، منطقه سیری و کارگران شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری تجمعات اعتراضی برگزار کردند. افزون بر آن،  پرستاران مبارز کشور به عنوان زحمتکش ترین بخش کارگران خدماتی که در سال جاری چندین اعتراض سراسری را سازمان داده اند، روزر ۲۸ آبان نیز بار دیگر در چندین شهر و استان ازجمله استان البرز، استان فارس، اهواز، بوشهر، قم، یزد، مشهد و برخی شهرهای دیگر تجمعات اعتراضی برپا نمودند .

موج اعتصابات و اعتراضات فزاینده کارگری که به نمونه هایی از ان اشاره شد طبیعتاً تا حد زیادی وضعیت عمومی و متلاطم جامعه را بازتاب داده و جایگاه کارگران را درصف مقدم مبارزه نشان می دهد. اما شدت و حدت تضادها و تنگناها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی چنان شدید است که جایی برای سکوت یا بی تفاوتی هیچ بخشی از توده های مردم زحمتکش باقی نگذاشته و عموم زحمتکشان جامعه را به عرصه مبارزه آشکار و رو در رو با ارتجاع حاکم کشانده و خود بر تلاطم جامعه افزوده است. دامنه نارضایتی بسیار وسیع و گسترده و اقشار و توده های معترض و ورود آن ها به خیابان نیز به همان نسبت وسیع و گسترده است و به شاغلین ختم نمی شود.

درحال حاضر علاوه بر بازنشستگان تأمین اجتماعی، بازنشستگان کشوری و بازنشستگان مخابرات که هر هفته در روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه شنبه تجمعات اعتراضی سراسری و خیابانی برگزار می‏کنند و در تمام طول سال جاری پیگیرانه به این اعتراضات ادامه داده اند، بازنشستگان صنایع فولاد در اهواز، اصفهان، سوادکوه، البرز مرکزی، قائم شهر، البرزغربی، رودبار تهران و برخی شهرهای دیگر نیز پیوسته تجمعات اعتراضی برگزار نموده اند. در صنعت نفت علاوه بر شاغلین، بازنشستگان این صنعت نیز مکرر دست به تجمع زده اند.

اعتراضات توده های شهری نیز فاکتور مهم دیگری است که به خودی خود وضعیت متلاطم جامعه و وسعت نارضایتی توده ای را به نمایش می گذارد . هر روز در این یا آن شهر کشور شاهد اعتراضات توده ای هستیم. اول اسفند مردم مبارز اراک در ادامه اعتراضات پیشین خود و در اعتراض به مازوت سوزی تجمع اعتراضی و راه پیمائی بزرگی را سازمان دادند. همین روز در زابل و سراوان و برخی شهرهای دیگر در اعتراض به گران شدن برق، تجمعاتی مقابل اداره برق برپاشد. ۴ اسفند کشاورزان اصفهان برای چندمین بار دست به اعتراض و راه پیمایی زدند. سرمایه گذاران ” ریحان تاک” در قزوین در چند نوبت دست به تجمع زدند. متقاضیان خودرو در تهران و متقاضیان مسکن ملی کاشان نیز روز دوم اسفند تجمع اعتراضی برپا کردند.

تمام شواهد موجود ازجمله اعتصابات و اعتراضاتی که در بالا به ان اشاره شد گویای این واقعیت انکار ناپذیر است که جامعه همچنان نا آرام و درتب و تاب است. به رغم توسل ارتجاع حاکم به سرکوب حداکثری، به رغم بازداشت های گسترده و کشتار صدها تن از مبارزان در جریان جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی در سال گذشته و افزایش آشکار صدور و اجرای حکم اعدام در سال جاری، اما جامعه به اعتراض ادامه داده و ارتجاع حاکم نتوانسته است روحیه اعتراضی کارگران و زحمتکشان را درهم بشکند.

شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه، اکثر اقشار زحمتکش را به صحنه مبارزه آشکار و علنی کشانده و راه، برای ورود بقیه گشوده شده است. مبارزه در اعماق جامعه درحال انسجام و گسترش بیشتر است. پوشیده نیست که اعتصابات کارگری از جایگاه ویژه و مهمی برخوردارند. اعتصابات و اعتراضات کارگری به رغم تمام سرکوب ها، احضار ها و پرونده سازی ها، آرام و با متانت اما بدون وقفه ادامه دارد. در این میان اما فولاد چند سر و گردن از بقیه بالاتر است. فولاد اما در واقعیت امر بازتاب نارضایتی عمومی کارگران و بازتاب وضعیت عمومی جنبش کارگری است. ۵ اعتصاب بزرگ و یکپارچه در کمتر از ۵ ماه و بیش از ۲۵ روز تعطیل و توقف تولید و راه پیمایی و تظاهرات پرشور خیابانی.

اعتصاب اخیر فولاد از روز اول اسفند در اعتراض به تعلیق ۴ تن از کارگران پیشرو با ۲۰ سال سابقه کار، و خلف وعده مدیریت در زمینه اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل آغاز شد. کارگران تعلیقی با برپائی چادر مقابل درب ورودی شرکت نسبت به اقدام مدیریت و حراست دست به اعتراض زده و خواهان لغو این تصمیم ضد کارگری و بازگشت به کار شدند. کارگران گروه ملی فولاد اهواز روز چهارشنبه دوم اسفند و دومین روز اعتصاب خود، ازمحوطه شرکت خارج شده و گرد رفقای تعلیقی خود حلقه زدند. کارگران گروه ملی فولاد ضمن ابراز همبستگی و حمایت از رفقای خود با آنها پیمان بستند که تنهایشا نخواهند گذاشت. به دنبال این اقدام پسندیده کارگری، مدیریت ضد کارگر  چند تن دیگر از کارگران پیشرو را تعلیق کرد. مدیریت بر این خیال است که با این اقدامات می تواند کارگران آگاه، متحد و مبارز فولاد را مرعوب سازد. اما کارگران فولاد در سومین روز اعتصاب تمام درهای ورود و خروج شرکت را تحت کنترل خود درآوردند. مدیریت و حراست شرکت به تعلیق ها اکتفا نکردند. همزمان با این اقدامات، پرونده سازی ها نیز ادامه داشت و نزدیک به ۳۰ تن از فعالان کارگری به دستگاه قضایی و مراکز امنیتی احضار شده و مورد بازخواست و بازجویی قرار گرفتند. علی رغم تمام این تحرکات ضد کارگری، پنجمین اعتصاب بزرگ کارگران گروه ملی فولاد در نیمه دوم سال جاری، روزها چهارم و روز شنبه پنجم اسفند نیز ادامه داشت.

تجارب مبارزات کارگران گروه ملی فولاد اهواز، سال های دورتر به کنار، دست کم در دوسال گذشته این واقعیت را اثبات می‏کند که درجه آگاهی و تشکل در میان کارگران به نحو چشمگیری رشد و ارتقا یافته است. این تجارب همچنین یک واقعیت دیگر را نیز مکرر اثبات نموده و آن این هست  که کارگر آگاه و مبارز فولاد ” درمقابل حرف زور سرتسلیم فرود نخواهد آورد”. کسی باور کند یا باورنکند، آگاهی سیاسی و سوسیالیستی کارگران فولاد رشد بیشتری یافته و اتحاد میان کارگران به رغم تلاش های چندگانه نفاق افکنانه مدیریت و عمال ریز و درشت آن، مستحکم تر شده است. کارگران گروه ملی فولاد اهواز در بیانیه ها و مطالبی که در تلگرام انتشار می دهند همچون گذشته، افق دید خود را تصویر می کنند و به روشنی از دشمنی با سرمایه ، ریشه کن کردن ظلم و ستم و برچیدن بساط استثمار سخن می گویند.

” آمده ایم تابساط استثمار و ستم بر کارگر گروه ملی را جمع کنیم و همکاران مطالبه گر را به شرکت بازگردانیم و مدیران نالایق و زیان آور را اخراج کنیم. نشان داده ایم که بر سر مطالبات خود با احدی سازش نخواهیم کرد چون ما کارگران آهنیم، ریشه ظلمو می‏کنیم.”

کارگران فولاد  در شرایط کنونی اهم مطالبات خویش را بطور روشن و فرموله بیان نموده اند:

” بازگشت به کار همکاران تعلیقی، اجرای همسان سازی بدون حقه بازی، اخراج مدیران فاسد و مشارکت کارگری،تبدیل وضعیت همکاران شفق،اصلاح آیتم های طبقه بندی مشاغل، حق بدی آب و هوا.”

روشن است که تا کارگران تعلیقی به سر کار بازنگردند و مطالبات فوق به ویژه اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل و همسان سازی حقوق‏ها عملی نشود، اعتراض و اعتصاب و مبارزه در فولاد ادامه خواهد داشت. در شرایط کنونی اما ذکر چند نکته درمورد کارگران فولاد و مبارزات آن ها ضروری است.

نکته اول به خود کارگران بر می گردد و آن تلاش بیشتر برای حفظ اتحاد و یکپارچگی و تقویت آن است. کارگران فولاد خیلی خوب می دانند که کارفرما و عمال آن تلاش دارند تا به هر طریق ممکن در میان کارگران چند دستگی و اختلاف ایجاد کنند. مدیریت تلاش می کند از طریق عوامل خود که شوربختانه در لباس کارگر دلسوز نیز خود نمایی می کند، در صفوف مبارزه کارگران اخلال ایجاد کند. در جریان اعتصاب گاه افرادی خود را جلو می اندازند تا سکان اعتصاب را در دست گیرند و هنگام مذاکره به فرض با مدیریت یا مقامات دولتی خیلی زود تسلیم آن ها می شوند و بدتر از آن برخی چون ” عروسک خیمه شب بازی” توسط مدیریت هدایت می شوند. کارگران آگاه گروه ملی فولاد برای جلوگیری از این پدیده و ممانعت از تکرار آن، باید راهی پیدا کنند و نگذارند عناصری که از تصمیمات جمعی تبعیت و کارگران را نمایندگی نمی کنند، خود را وسط معرکه بیندازند و اگر به هر دلیل خود نمی خواهند نماینده ای جهت مذاکره انتخاب کنند، طرف مقابل را به مذاکره و حضور در جمع دعوت کنند.

نکته دوم تلاش برای جلب حمایت سایر کارگران است. در این زمینه البته گام هایی برداشته شده است اما چنین تلاش هایی باید بیشتر و گسترده تر شود. در اعتصابات اخیر، چنانکه خود کارگران فولاد نیز قید کرده اند، پیام های همبستگی و همدلانه ای برای کارگران فولاد ارسال شده و جمع هایی از کارگران ذوب آهن، نیشکر هفت تپه، کارگران ارکان ثالث، بازنشستگان و پرستاران از اعتصاب و مطالبات کارگران فولاد حمایت نموده اند. این نشانه بسیار خوبی است و چنانکه کارگران فولاد نیز گفته اند ” زمینه های اتحاد جنبش کارگری است”. با اینهمه این هنوز کافی نیست. کارگران پیشرو فولاد می توانند خود پیشقدم شوند و به هر شکلی که خود صلاح و ممکن می دانند با  فعالا کارگری در کارخانه ها و واحد های صنعتی دیگر تماس و ارتباط برقرار کنند و با ایجاد مناسبات رفیقانه، کارگران این واحد ها را به حمایت و همبستگی با خود دعوت کنند تا این همبستگی و حمایت از حد اعلام شفاهی به اعلام رسمی و کتبی و بالاتر از آن به حمایت عملی و مؤثر مثلاً اعتصاب یا تجمع کوتاه مدت فراروید. کارگران آگاه و مبارز فولاد یقیناً از این اعتبار و اتوریته در نزد سایر کار گران و در کل جنبش کارگری برخوردار هستند که با واکنش های مثبتی روبرو شوند.

نکته سوم حمایت سایر کارگران و نیروهای سوسیالیست مدافع منافع طبقه کارگر از اعتصابات و مبارزات فولاد و مشابه آن است. صرف نظر ازاینکه کم و کیف تلاش کارگران پیشرو فولاد برای جلب حمایت و همبستگی سایر کارگران در چه حد و اندازه ای باشد، وظیفه طبقاتی حکم می کند که سایر کارگران به یاری هم طبقه ای های خود بشتابند ، در تقویت مبارزات آن ها تلاش کنند و حمایت و همبستگی خود را در عمل نشان دهند. زمینه های چنین اقدامی وجود دارد. در صنعت نفت، پتروشیمی ها، ذوب آهن، لوله سازی و سایر کارخانه ها و صنایع به ویژه در خوزستان چنین زمینه هایی وجود دارد. کارگران پیشرو متشکل در این واحد ها در چنین موقعیت هایی می توانند با ابتکار عمل خود و به فرض با سازماندهی یک اقدام اعتراضی یا اعتصاب یکی دوساعته و یا حتی  یک اقدام سمبلیک  همراه با صدور بیانیه از کارگران فولاد و مبارزات آن ها حمایت و با هم طبقه ای های خود اعلام همبستگی کنند. بدیهی است که فولاد نیز هنگام اعتصاب و اعتراض در نفت یا ذوب آهن و غیره، می تواند از همین قاعده پیروی کند. با این برخورد ها و تکامل آن است که زمینه های اتحاد در صفوف کارگران بخش های مختلف تقویت می شود و جنبش کارگری می تواند از مرحله اعتصاب های مجزا و پراکنده گامی فراتر نهد.

سازمان ها و احزاب چپ و کمونیست به ویژه در خارج کشور باید با تمام توان از اعتصابات کارگری از نمونه اعتصابات کارگران فولاد حمایت کنند و صدای اعتراض کارگران سرکوب شده کشور را در سطح  افکار عمومی جهان منعکس ساخته و حمایت کارگران  را جلب کنند. سازمان ها و احزاب کمونیست همچنین باید کوشش های آشکار و نهان افراد، محافل، احزاب و دولت های بورژوایی را که می کوشند بنام کارگران ایران سخن بگویند و از فراز سر کارگران به خیال خود تشکل سراسری کارگری برپا دارند بی رحمانه افشا کنند. اخیراً تعدادی انگشت شماری از عناصر خارج از جنبش کارگری به کمک احزاب بورژوایی آلمان و هلند، بعد از چند ماه زد و بند و پنهان کاری ، در برلین آلمان جمع شده و روز شنبه ۵ اسفند اعلام شده یک به اصطلاح  تشکل سراسری کارگری با عنوان” کنفدراسیون کار ایران ” ایجاد کرده اند. این جریان دست ساز احزاب سوسیال دموکرات و بورژوایی که از سوی دولت‏های سرمایه داری به ویژه دولت های آلمان و هلند ساپورت مالی می شود، براین تصور واهی است که در خارج کشور، بدون اطلاع و مشارکت و  از بالای سرکارگران، یک تشکل سراسری کارگری ایجاد نموده است. در هیچ کجای جهان اما تشکل کارگری بدون حضور کار گران ایجاد نشده است. در هیچ کجای جهان سابقه ندارد از تجمع چند نفر” کنفدراسیون” ایجاد شود. تا جایی که به کنفدراسیون های کارگری بر می گردد، از تجمیع و اتحاد چندین فدراسیون کارگری یک کنفدراسیون کارگری برپا می شود.

تجزیه تحلیل و برخور دقیق تر در ارتباط با این به اصطلاح کنفدراسیون و اهداف و نقشه های آن را به زمان دیگری موکول می کنیم. در اینجا همین‏قدر کافیست بگوییم و کارگران آگاه باشند که هدف کوتاه مدت چنین تحرکات و تشکل سازی هایی، سوار شدن بورژوازی بر جنبش کارگری و به انحراف بردن آن در لحظه کنونی است و درآینده و بعد از سرنگونی ارتجاع اسلامی، مهار جنبش طبقه کارگر و ایستادن دربرابر شوراهای کارگری و حکومت شورایی است.

کنفدراسیون چی ها اما ظاهراً آگاهی کارگران ایران را دست کم گرفته اند. کارگران آگاه و جنبش کارگری ایران پیشاپیش بر ” کنفدراسیون کار- ایران” ساخته و پرداخته دولت های بورژوایی دست رد زده است. در جنبش طبقه کارگر ایران، این قبیل تلاش ها راه به جایی نخواهد برد. جنبش کارگری ایران را نمی توان با کنفدراسیون سازی و رهبر تراشی در خارج از کشور به انحراف برد. جنبش کارگری ایران ” لخ والسا ” بردار نیست وگرنه بورژوازی خیلی پیشتر ازاین از منصور اسانلو یک “رهبر کارگری”  و یک لخ والسای ایرانی تراشیده بود.

 

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۹  در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.