حضور میلیونی در خیایان‌های جهان علیه خطر بازگشت فاشیسم

بحران عمیق اقتصادی که از سال ۲۰۰۸ جهان سرمایه داری را فرا گرفته همچنان لاینحل مانده و روز به روز ابعاد وسیعتری به خود می گیرد. ناتوانی این نظام در حل ولو موقت بحرانهای چندگانه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی موجب قدرت گیری روزافزون هارترین جریانات و گرایشات سیاسی طبقه حاکم شده تا حدی که در برخی کشورها گرایشات شبه فاشیست یا  به قدرت رسیده و یا در آستانه خزیدن به قدرت‌اند. روند رشد این گرایشات نخست تدریجی و بطئی بود اما با حادتر شدن بحرانهای جهان سرمایه، بر شتاب و رشد  آنها افزوده شده است.

رشد جریانات اولترا راست و شبه فاشیست که از حدود یک دهه قبل در کشورهای اروپائی و آمریکای لاتین و جنوبی  آغاز گردید، اخیرا با واکنش نیروهای مترقی و دموکرات جهان روبرو شده که تظاهرات و اعتراضات گسترده ای را علیه این جریان های راست افراطی سازمان داده اند.

بیش از سه هفته است که اروپا شاهد اعتراضات وسیع و میلیونی علیه خطر بازگشت فاشیسم است. میلیونها تن در خیابانهای کشورهای مختلف جهان  به راه پیمائی و تظاهرات دست زده‌اند. تظاهرات های ده ها هزار نفره ای که ابتدا عمدتا در شهرهای بزرگ اروپا به راه افتاد، به سرعت به شهرهای کوچک تر نیز رسید. وسعت این تجمعات در برخی نقاط بی سابقه بوده است. گرچه این اعتراضات در مواردی بخشا با حمایت برخی احزاب بورژوائی در قدرت نیز همراه بود، اما بتدریج نقش جریانات مترقی و رادیکال  پر رنگ تر شده است. ائتلاف های وسیع و متنوعی برای تداوم این مبارزات شکل گرفته و اتحادیه های کارگری، دانش آموزان، دانش جویان و تشکل ها و گروه های مترقی، گروه های ضد نظام سرمایه داری نقش فعالتری  در بسیج وسازماندهی این مبارزات برعهده گرفته اند.

 

این موج اعتراضی از اواخر ژانویه سال جاری و نخست در آلمان آغاز شد. در شهرهای هامبورگ و برلین بیش از صد هزار تن  به خیابان ها آمدند.  تظاهرکنندگان با شعارهائی همچون «نه به نازی ها»، «اوضاع بوی شرایط سال ۱۹۳۳  را می دهد» اشارات صریحی به دوران  سلطه سیاه نازیسم داشتند.  در کلن شمار تظاهرکنندگان ۷۰ هزار تن و در هانوفر بیش از ۳۰ هزار تن اعلام شد. ظرف یک هفته در بیش از ۱۰۰ شهر آلمان مردم به خیابانها آمدند و انزجار خود را از جریانات شبه فاشیستی بنمایش گذاشتند.

 

علت  براه افتادن این موج اعتراضی میلیونی  در آلمان طی هفته های اخیر چه بود؟ موضوع از برگزاری اجلاسی مخفی در یک کشتی آغاز شد که تنی چند از اعضای گروه اولترا راست آلمانی موسوم به «آلترناتیوی برای آلمان»- که «آ.اف.د»‌ نیز نامیده می شوند – به همراه گروهی دیگر از جریانات ریز و درشت راست و تنی چند از اعضای دمکرات مسیحی، طرح استرداد میلیونها آلمانی خارجی تبار را در دستور کار سیاسی خود قرار دادند.  این خبر مانند بمبی در جامعه آلمان منفجر شد. نحوه درز این خبر نیز جالب توجه است:‌ چند روزنامه نگار سرنخی از برگزاری این جلسه به دست آورند و موفق شدند  از طریق  یکی از خدمه این کشتی و از طریق ساعت مچی وی،  مذاکرات این جلسه را ضبط و به بیرون منتقل کنند. این روزنامه نگاران روش  بدیعی نیز برای انتشار این خبر مهم به کار گرفتند. به جای انتشار و انعکاس خبر در کانال های رایج ژورنالیستی مانند روزنامه و رادیو تلویزیون، بطور مستقل عمل کردند. برای این که زیرتیغ  سانسور احتمالی مدیران رسانه  قرار نگیرند، در سالن تاتری محتوی این جلسه را مانند فیلم مستندی به نمایش گذاشتند. بلیط این برنامه نیز از طریق شبکه های اجتماعی به سرعت به فروش رسید. خبر بسرعت  برق پخش شد. با انفجار این بمب خبری، موجی از اعتراضات میلیونی جامعه آلمان را فرا گرفت. اعتراضات چنان بالا گرفت که  حتی احزاب بورژوائي در قدرت نیز که خود عامل اصلی  رشد و گسترش این جریانات فاشیستی‌اند،‌ برای کسب وجهه، در بسیج و راه اندازی تظاهرات های اولیه، با حضور در اعتراضات، خودی نشان دادند. با این حال موج خشم و انزجار عمومی چنان بالا گرفت که جریانات شبه فاشیستی همچمون طرفداران «لوپن»‌در فرانسه مجبور به موضعگیری و محکومیت طرح دست راستی های آلمان برای استرداد مهاجرین شدند.

جریان فاشیستی «آ.اف.د» طی ۲ سال گذشته رشد بی سابقه ای یافته است. در سال ۲۰۲۲ این جریان  ۳/۱۰ درصد آرا را کسب کرد. ‌طبق پیش بینی های موسسات نظرسنجی هم اکنون این جریان از حمایت ۲۳ درصد رای دهندگان برخوردار است.  از همین روست که نقشه های پنهان و آشکار این جریان در حال رشد زنگ خطری است برای آلمان، کشوری که داغ ننگ فاشیسم را هنوز بر پیشانی دارد.

اما این خیزش توده ای علیه جریانات شبه فاشیستی محدود به آلمان نیست. در یونان روزهای پنجشنبه و جمعه هفته گذشته ده ها هزار نفر به دعوت اتحادیه های کارگری و در اعتراض به تبعات سیاست های نيولیبرالی در این کشور و رشد راست، دست به تظاهرات زدند. این اعتراضات با خشونت نیروهای نظامی و سرکوبگر و با دستگیری تظاهرکنندگان همراه بوده است.

اعتراضات توده ای و میلیونی در آرژانتین، کشوری که از ژانویه سال جاری در آن حزب فاشیستی «می لی»  به قدرت رسیده است رشد بی سابقه ای یافته‌ و روز به روز گسترده تر و رادیکال تر شده است. توده های  گرسنه عاصی از فقر و بیکاری و تورم طی روزهای متوالی تظاهرات های خیابانی برپاکرده که با سرکوب و خشونت بی سابقه نیروهای سرکوب روبرو شده‌اند. در آرژانتین نیز بخشی از  سازماندهندگان این اعتراضات، اتحادیه های  پرونیست هستند، اما وخامت اوضاع اقتصادی و سیاسی این کشور، ورشکستگی مالی،  تنها یک  راه حل ریشه ای و قطعی می طلبد. طرفداران «خوآن پرون»  که از دهه ۳۰ تا کنون  دوره های متمادی در قدرت بوده و از قضا خود عامل  دامن زدن به ناسیونالیسم و شکل گیری گرایشات شبه فاشیست بوده اند، قطعا قادر به ارائه راه حلی ولو موقت نیستند.  با این وجود آش در آرژانتین چنان شور است که صدای اعتراض پرونیست‌ها نیز آمده است. به هر حال روند وقایع از ژانویه امسال تا کنون نشانگر رشد مبارزات توده ای در این کشور است. اعتراضات روزهای اخیر در این کشور نشان از حضور جنبش‌ها و گرایشات مترقی، اتحادیه های کارگری مستقل، دانشجویان، زنان، وکلا و هنرمندانی است که به خیابانها آمده‌اند.

صف آرائی که هم اکنون در مقابل احزاب و گروه های شبه فاشیستی شکل گرفته، روز به روز رادیکال تر شده و بر دامنه اعتراضات افزوده می شود. ضرورت تشکل و سازماندهی در مقابل نظام سرمایه داری که همچون دمل چرکینی سرباز کرده ، برای  توده های مردم ملموس تر می گردد. در عین حال نقش احزاب لیبرال و نئو لیبرالی که همواره جاده صاف کن و متحد پنهان و آشکار نیروهای راست و فاشیست بوده بیشتر بر توده های مردم آشکار می شود و توده های مردم در عمل درمی یابند که مبارزه علیه فاشیسم از مبارزه علیه نظام سرمایه داری و جنایات بیشمار آن جدا نیست.

امروزه فعالان جنبش های اجتماعی بیش از پیش به ضرورت اتحاد مبارزاتی علیه تمامی اشکال ستم و تبعیض و مصايب نظام سرمایه داری پی برده‌اند. یک فعال کارگری علاوه بر مبارزه صنفی به مبارزه ای سیاسی و همبستگی بین‌المللی روی می آورد، با جلوگیری از انتقال ابزارآلات جنگی به اوکراین و یا غزه، جنگ طلبی و سودجوئی  ذاتی نظام سرمایه داری را نشانه می گیرد. یک فعال محیط زیست در اروپا دیگر به مبارزه ای تک بعدی دست نمی زند، بلکه در عین حال از عدالت اقتصادی دفاع می کند، علیه جنایت و جنگ در غزه بپا می خیزد و در صف مبارزه علیه نظام سرمایه داری و جنایاتش علیه بشریت و محیط زیست است.

گسترش مبارزات ضد فاشیستی نویدبخش فاز جدیدی از مبارزه علیه نظام پوسیده سرمایه داری است که مدتهاست از یک بحران به بحرانی دیگر دچار می گردد. میزان حضور، مشارکت و تاثیرگذاری کارگران و زحمتکشان  و نیروهای مترقی و آزادیخواه در جهان رابطه مستقیمی با  پیروزی های آتی این جنبش ها خواهد داشت.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۶  در فرمت پی دی اف:

 

POST A COMMENT.